من و همسرم

همه چیز از روی صداقت است

تمام شد....
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٧  

سلام دوستان من کامبیزم و این آخرین نوشتۀ من است.... با قلبی شکسته و روحی ماتم زده

می نویسم.... با چشمانی اشک بار و با حسی مالامال از تنهایی....  صدای سنگین سکوت بر

فضای خانه ام طنین انداز شده است.... در هرگوشۀ از خانه نشانی از اوست....

آری.... دیروز یکشنبه مورخ ٢٠/٠۵/١٣٨٧ حکم طلاق به امضای من و همسرم رسید...

من به این جدایی راضی نبودم و هنوزم از صمیم قلب عاشقش هستم و در انتظار لحظه ای

که دوباره دست در دستان پر مهرش بگذارم چشمانم را به آینده و دست سرنوشت دوخته ام.

چه دنیای غریبی است.... چه دنیای بی رحمی است.... چه خدایی .... نمی دانم مقصر این

جدایی که بود؟ من یا او؟ هرکه بود زخم بزرگی بر پیکر خسته ام نهاد.... من به عشقش ایمان

دارم و باور دارم او می آید.... پس منتظرش خواهم ماند و با خاطراتش زنده خواهم ماند....

حتی اگر نیاید برایش بهترین ها را آرزو می کنم.... چون هنوزم عاشقش هستم...و چون

با خوشبختی او احساس خوشبختی می کنم.... احساس مردی را دارم که هستیش بر باد

رفته و مجنون و سردرگم در بی راهۀ ناکجاآباد زیر درخت بی سایه ای نشسته و در انتظار

چشمه ای از آب زلال است تا در آن روح خسته و مجروحش را شستشو دهد.... ولی افسوس

زندگیم که با تمام وجود عاشقش بودم از دستم رفت.... دریغ و هزاران افسوس....

از همراهی تمامی دوستان در این مدت ممنونم ... تمام خوشبختی من شش ماه بود.... فقط

شش ماه.... اگر باز بنویسم زمانی است که همسرم دوباره کنارم باشد... تا آن روز.....

       .......  بدرود  .....


کلمات کلیدی:
خداحافظی کامبیز
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٧  

افسوس! افسوس که چه زود تمامی خوشبختیم را از دست دادم.... دریغ بر  همه عشقی

که خالصانه و از صمیم قلب بود....هنوز هم باور نکرده ام که ترکم کرده ای.... هنوز هم در

ذهنم نمی گنجد و سنگینی آن بر دوش من سنگینی می کند.... کاش می شد زمان یک

هفته، فقط یک هفته به عقب باز می گشت.... کاش هنوز عاشقم بودی و کاش هم چنان

با اشتیاق به من این چنین می گفتی: دوستت دارم.... آه که چه قدر دلم برای این جمله تنگ

شده است.... کاش هنوز هم محبت را در چشمانت می دیدم.... همسرم، تمام هستی و

زندگی من، بازگرد.... من تاب بی تو بودن را ندارم.... تمامی خاطراتت را هر روز در ذهنم مرور

می کنم.... یاد شادی ها، غم ها، خنده ها، گریه ها، ساحل، جنگل، دریا و .... همه و همه

تو را در ذهنم تداعی میکند.... من در این لحظه و در این مکان از همسرم تقاضا می کنم که:

مرا ببخشد و آشیان کوچک خوشبختیمان را ویران نکند.... من عاشق همسرم هستم و تا

هر لحظه که زنده باشم این حس در من زنده خواهد ماند.... عزیزم برگرد....

من عاشق همسرم هستم و این را با بلندترین صدای حنجرۀ خسته ام فریاد خواهم زد....


کلمات کلیدی:
13 خط برای زندگی
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٧  

سلام دوستان عزیز، من کامبیزم.... تو رو خدا به این آوا یه چیزی بگین!!!! اصلا آپ نمی کنه!!

خدا می دونه امروز بهش گفتم آپ کن گفت باشه، اومدم خونه دیدم.... به هر حال من با کمال

میل جور همسر نازنینم رو می کشم....( لاو رو داشتسن؟؟؟قلبچشمک)

١
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام

 با تو بودن پیدا میکنم

۲
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن

 تو نمیشود

۳
اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام

وجود دوست ندارد

۴
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد و قلب تو را لمس کند

۵
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به

 او نخواهی رسید

۶
هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس ممکن است عاشق

لبخند تو شود.

۷
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی

۸
هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران

۹
شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص

مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی( مثل من که آوا رو

دارم و به خاطر داشتنش روزی هزار بار به خدا شکر می کنم) 

۱۰
به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

۱۱
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و

 فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی

۱۲
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه

شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

۱۳
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش

 را نداری


کلمات کلیدی: