من و همسرم

همه چیز از روی صداقت است

عجیب ولی واقعی!!!!!!
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩  

سلام من آوام.یکی این کامبیز رو آروم کنه از خوشحالی داره از در و دیوار بالا می ره!!! البته تقصیر من بودااااااچشمکآخه باید بهش زودتر می گفتم...آخ....الان اومد بوسم کرد.... و اما خبر...... من و کامبیز داریم نی نی دار می شیییییییم!!!! دیروز جواب آزمایشم رو گرفتم. به مامانش گفتم بهش بگه گفت خودت بگو وای اگه بدونید چه جوری گفتم..... کامبیز به همه چیز فکر کرد الا بچه!!!! قربونش برم کلی نگران شد فکر کرد خدایی نکرده کسی چیزیش شده!!!!تقصیر من نیست خوب من بد نیستم خبر بدم.... وقتی بهش گفتم یه دقیقه بهم خیره شد و بعد مثل هلیکوپتر پرید هوا و کلی من روبغلم کرد.... خلاصه همین دیگه ما داریم نی نی دار می شیم...من برم این پسره رو ساکت کنم الان داد همسایه ها در می آد....


کلمات کلیدی:
ما با هم دوباره ازدواج کردیم!!!!!
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩  

سلام دوستان کامبیزم، من و آوا دوباره بعد از دو سال برگشتیم زیر یک سقف. بازم باهم و در کنار هم.هر دوتامون به هم قول دادیم که اشتباهات گذشته رو تکرار نکنیم.این بار پایه های زندگیمون خیلی محکم تر شده.تازه الان از ماه عسل برگشتیم منم اولین کاری که کردم گفتم به همه خبر بدم.خیلی خوشحالم.


کلمات کلیدی: